محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

851

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

و سبب حديث ابليس و آدم و فريشتگان چنين بود كه ابليس از آن فريشتگان بود كه او را از آتش آفريده بود و مر آدم را از گل كه سالها برآمده بود . و خداى عزّ و جلّ مر ابليس را گرامى داشتى از بهر آنك مر خداى را بهر آسمان بسيار عبادت كرده بود چندان كه همه فريشتگان ازو بتعجّب افتاده بودند . « 1 » و خداى عزّ و جلّ گروهى فريشتگان آفريده بود از آتش و مر ايشان را جان نام كرده بود ، و اين زمين ايشان را داده بود ، و ايشان بدين زمين اندر فساد كردند . و ابليس بر آسمان بود و همى عبادت كرد با گروهى فريشتگان . چون اين جان بدين جهان اندر عاصى گشتند خداى عزّ و جلّ اين جهان مر ابليس را داد و بدان فريشتگان كه با وى بودند بر آسمان ، و مر ايشان را فرمود كه چون به زمين رويد مر جان را از زمين برانيد . ابليس با آن فريشتگان به زمين آمدند و جان را براندند . و ابليس مهتر اين جهان گشت و مهتر آن فريشتگان كه بودند بدين جهان اندر . پس ابليس بخويشتن عجب گرفت و گفت چون من كيست كه من چندين سالها عبادت كرده‌ام خداى عزّ و جلّ را ، و اكنون ازين جان بهتر آمدم ، و ايشان را ازين جهان براندم . خداى عزّ و جلّ آن كبر وى بدانست و خواست كه اين جهان از وى بستاند ، و خليفتى بيافريند و به دو دهد . پس وحى فرستاد سوى آن فريشتگان كبا ابليس بودند به زمين ، و

--> ( 1 ) - كه فريشتگان آسمان تعجب داشتند . ( نا ) - كه فرشتگان آسمان عجب داشتند . ( صو ) - و در متن اين كلمه خوب خوانده نمىشود .